آقا بالاسر می خواهید؟!

اگر یکی از این ۵ نشانه را در رابطه تان می بینید یعنی هنوز عاشق نشده اید

به گزارشافکارنیوز، داستان های عاشقانه ای که از کودکی شنیده اید را یک بار مرور کنید. مجنون از عشق لیلی دیوانه می شود، فرهاد که به شیرین نرسیده به کوه می زند و رومئو که تصور می کند ژولیت را از دست داده خودش را می کشد. انگار جدایی جزء جدایی ناپذیر عشق است و عقل و آرامش هم با این احساس میانه ای ندارد. برای شمایی که از کودکی این افسانه ها را شنیده اید، وارد شدن به احساس افسار گسیخته ای که عشق نام می گیرد می تواند به معنای ورود به یک دنیای پر از رنج و آسیب باشد اما روانشناسان امروزی با این روایت های ادیبانه عشق میانه ای ندارند. پس اگر شما هنوز هم درگیر داستان های غم انگیز عاشقانه اید و به یکی از این ۵ نشانه دچار شده اید، بهتر است نام دیگری روی احساس تان بگذارید و برای تبدیل شدنش به عشق واقعی تلاش کنید.

بدون عشق می میرید؟

اگر اغلب دوستان تان به خانه بخت رفته باشند، حضور شما در جمع آنها بدون داشتن همراهی در کنارتان ممکن است کمی عجیب به نظر برسد و سیل سوال ها در مورد آینده و زندگی مشترکی که قرار است بسازید را به سمت تان روانه کند. در چنین شرایطی عجیب نیست اگر شما با تمام انرژی تان خود را به سمت عشق هول دهید و با پروبال دادن به احساس های کوچکی که در ذهن تان چرخ می زند، از خود یک عاشق بسازید. اما مراقب باشید! درست است که نباید در برابر چنین احساسی مقاومت کنید اما نباید اجازه دهید توهم عاشق شدن بهانه شما برای آغاز یک رابطه و وارد شدن به جمع متاهل ها باشد.

آقا بالاسر می خواهید؟

وقتی صحبت از عشق به میان می آید، در ذهن اغلب ما رابطه ای تداعی می شود که بتواند جای تکه های گمشده پازل زندگی مان را پر کند. اگر پیش از این از محبت بی بهره بوده اید به دنبال یک عاشق مهربان و همیشه بخشنده می گردید و اگر هیچ کس در سال های کودکی و بعد از آن بر رفتارها و زندگی تان نظارت نکرده باشد و آزادی بی قید و شرط تان را محدود نکرده باشد، احتمالاً به دنبال یک عاشق مقتدر می گردید که تک تک رفتارهای شما را زیر ذره بین بگذارد. اگر احساس می کنید در زندگی تان آن طور که می خواستید حمایت نشده اید و کسی از شما مراقبت نکرده، احتمالاً به یک مرد کنترل گر دل می بندید اما صبر کنید. نیاز شما به کنترل شدن به معنای عاشق بودن تان نیست. شریکی که برای زندگی تان انتخاب می کنید باید در کنار شما قرار بگیرد نه در مقابل تان. شما قرار نیست با امضا کردن عقدنامه به یک جلسه محاکمه تمام نشدنی وارد شوید، پس نام نیازتان به کنترل شدن را عشق نگذارید.

برای ساختن یک زندگی موفق باید آنقدر بالغ شده باشید که صلاح زندگی تان را تشخیص دهید و البته می توانید از کسی که عاشقش شده اید، برای پیدا کردن راه های بهتر کمک بگیرید اما قرار نیست در کنار او به کودکی بی دست و پا که از پس ساده ترین کارها بر نمی آید و نمی تواند برای زندگی اش تصمیم بگیرد، تبدیل شوید.

اشک تان را در می آورد؟

با فکر کردن به او بغض گلوی تان را می گیرد و این عشق به جای آنکه انرژی تان را بیشتر کند به غم هایتان افزوده است؟ دست تان به کار نمی رود، میلی به بودن در کنار دیگران ندارید و تنها یک اتاق ساکت می خواهید که در آن به غم عشق تان پناه ببرید؟ اگر این رابطه شما را به گروه عاشق های بد حال وارد کرده و همراه با حس دوست داشتن، احساسات تلخ و متناقضی را تجربه می کنید بهتر است نام «عشق» را روی این حال و هوای تان نگذارید. دوست داشتنی که با بدحالی همراه می شود، عشق نیست بلکه حسی است که نیاز روان آسیب دیده شما به خودآزاری را برآورده می کند.
اگر عشق در زندگی شما ابزاری برای زجر کشیدن است، بهتر است به جای پروبال دادن به آن از یک روانشناس وقت ملاقات بگیرید. احساس دوست داشتنی که بعد از شدت گرفتن نام عشق را به خود می گیرد، قرار نیست شما را از پا در بیاورد بلکه باید انرژی تازه ای را به زندگی تان تزریق کند.

عشق را گدایی می کنید؟

اگر در جریان زندگی آنقدر تحقیر شده باشید که احساس کنید شایسته دوست داشته شدن نیستید با پیدا شدن مردی که به شما می گوید دوست تان دارد و برایش از هر چیزی با ارزش تر هستید، چشم هایتان را بر واقعیت می بندید و عاشقش می شوید. تصور اینکه فرد مقابل تنها کسی است که می تواند به شما دل ببندد باعثمی شود هر روز بیشتر از قبل احساس عاشق بودن را به خود تلقین کنید. در چنین شرایطی شما به اینکه او تا چه اندازه همراه خوبی برایتان است، تا چه اندازه سبک زندگی اش شبیه شماست و تا چه اندازه به شما احترام می گدارد توجهی نمی کنید و به هیچ قیمتی حاضر نمی شوید عشق گرانبهایی که بالاخره در خانه شما را هم زده از دست بدهید. البته ماجرا به اینجا ختم نیم شود و با وارد شدن به رابطه ای که می ترسید از دستش دهید، مدام به این شاهزاده سوار بر اسب باج می دهید و می خواهید با محبت بی اندازه او را به خود وابسته تر کنید یا با سکوت در برابر آرزوهایش راه خروج را بر او ببندید.

به جای آنکه عشق را از دیگران گدایی کنید و به فکر بستن راه فرار معشوق تان باشید، در وجودتان به دنبال دلیلی بگردید که شما را شایسته دوست داشته شدن می کند. ماندگار کردن فرد مقابل تان در رابطه و سرازیر کردن محبت نامحدود و بی قید و شرط به سمتش به معنای وارد شدن شما به یک رابطه عاشقانه نیست. عشق هیچ وقت نمی تواند یک طرفه ایجاد شود یا دوام بیاورد.

در عشق ذوب شده اید؟

فکر می کنید کسی که حالا کنارتان است، تنها مردی است که می تواند خوشبخت تان کند. احساس می کنید هر روز که می گذرد جام عشق تان لبریزتر می شود و تصور می کنید هیچ اتفاقی و هیچ تغییری نمی تواند این حس را از شما بگیرد. گرفتار شدن در احساسی که تصور می کنید پایان ناپذیر است به معنای عاشق بودن شما نیست. متاسفیم که ناامیدتان می کنیم اما عشق رمانتیک واقعاً متعلق به قصه هاست. عشق نمی تواند به شرایط و تغییراتی که فرد مقابل تان ایجاد می کند بی ارتباط باشد. اگر فرد مقابل تان شما را آزار دهد، سرد شود یا به شما پشت کند، باز هم نمی توانید به بهانه غرق بودن در عشق او را از رفتارهایش جدا کنید و تصویری که خودتان از او ساخته اید را ستایش کنید.

عاشق شدن حسی نیست که از ناکجا یک دفعه به قلب شما الهام شود. برای آنکه چنین احساسی در شما ایجاد شود و بتوانید آن را حفظ و پربارتر کنید باید دلایلی هم داشته باشید. ضرب المثل «خدا یکی، یار یکی» را فراموش کنید و تصور نکنید کسی که در نگاه اول شبیه مرد رویاهایتان بوده در هر شرایطی می تواند مرد زندگی تان باقی بماند.

به آزارهایش وابسته اید؟

دلتنگی برای بدی های فرد مقابل، یکی دیگر از احساساتی است که توهم عاشق بودن را ایجاد می کند. اگر بعد از جدا شدن از همسر یا نامزدتان در خیال آزارهایی که به شما می رساند غرق می شوید و حتی برای ناسزا گفتن ها، بی وفایی ها و سردی هایش دلتنگ می شوید، به احساسی که دارید شک کنید. «جلاد عشق» هیچ شباهتی به احساس آرامش بخش دوست داشتن که می تواند به زندگی تان رنگ دهد، ندارد. در چنین رابطه ای، این عاشق نیست که با تاثیر گذاشتن بر شما و زندگی تان محبت شما را از آن خود می کند بلکه این شما هستید که به خاطر خلاها و ضعف هایی که دارید به یک رابطه آزاردهنده و بیمارگونه نیاز پیدا می کنید.

یک بار این احساس را برای خود تعریف کنید و بگویید وقتی از عشق حرف می زنید از چه حرف می زنید؟ اگر از عهده پاسخ دادن به این سوال بر نمی آیید، بیشتر مراقب باشید. شما ممکن است هر حس متفاوتی را با عشق اشتباه بگیرید یا آن را از روی احساسات دیگران کپی کنید، یعنی با دیدن عاشق های آزار دیده اطراف تان تکرار کنید این احساس واقعاً همان چیزی است که آدم های آسیب دیده اطراف تان در حال تجربه آن هستند.

سیب سبز / شماره ۱۰۸ / نیمه اول اسفند ماه ۹۲ / بهاره اسلامی / صفحه ۱۲۲
ارسال نظر

خبر‌فوری: لغو مصوبه جنجالی برای پشت کنکوری‌ها