اقتصاد مقاومتی؛ پادزهر پروژه های دشمن
خبرگزاری تسنیم: «اقتصاد مقاومتی» عبارتی - و اکنون دیگر گفتمانی - است که نخستین بار رهبری معظم انقلاب خود شخصاً مبدع آن بوده و آن را وارد ادبیات سیاسی - اقتصادی کشور نموده اند و بسان ترجیع بندی خصوصاً در یک سال اخیر آن را مکرر بیان فرموده اند.

به گزارشخبرگزاری تسنیم، در روزهای اول اسفند، سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی از جانب رهبر معظم انقلاب به روسای قوای سه گانه و مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شد، از آنجا که مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، تعیین سیاست های کلی نظام از وظایف رهبری است، این موضوع امر بدیع و تازه ای به حساب نمی آید، لیکن آنچه که سیاست های اخیر را شایسته دقت و عنایت مضاعفی می کند، مضمون و محتوای این سیاست هاست که بایستی بیش از پیش مدنظر مردم و به ویژه مسؤولین قرار گیرد.
«اقتصاد مقاومتی» عبارتی - و اکنون دیگر گفتمانی - است که نخستین بار رهبری معظم انقلاب خود شخصاً مبدع آن بوده و آن را وارد ادبیات سیاسی - اقتصادی کشور نموده اند و بسان ترجیع بندی خصوصاً در یک سال اخیر آن را مکرر بیان فرموده و به تبیین و تشریح مولفه های خاص آن پرداخته اند. سیاست هایی که با راهبرد «حفظ دستاوردهای کشور در زمینه های مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمان ها و اصول قانون اساسی و سند چشم انداز بیست ساله» تدوین و ابلاغ شده اند و علاوه بر آرمان های متعالی، اهدافی اقتصادی نظیر غلبه بر مشکلات اقتصادی موجود و واداشتن دشمنی که با «تحمیل یک جنگ اقتصادی تمام عیار در برابر این ملت بزرگ صف آرایی کرده» به شکست و عقب نشینی با تکیه بر «الگوی اقتصاد بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی» و عینیت بخشیدن «اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون زا و برون گرا، پویا و پیشرو» را نیز مدنظر دارد.
ایشان همواره به مثابه دیده بانی حکیم و نکته سنج و سکانداری شایسته و توانمند کشتی عظیم انقلاب را راهبری کرده و آن را از طوفان های صعب و متعددی که طی بیش از دو دهه گذشته بر سر راه این انقلاب الهی وجود داشته به سلامت عبور داده اند و با رصد هوشمندانه و دقیق و همه جانبه و به موقع شرایط و اوضاع کشور و لحاظ آرمان ها و اهداف والای انقلاب و همچنین درک عمیق از فرصت ها و چالش های پیش روی نظام، به تبیین نیازها و ضرورت ها و اولویت های نظام پرداخته و در راستای به حداقل رساندن آسیب ها و تهدیدها و نیز بهره گیری حداکثری از امکانات و فرصت ها نسخه شفابخش پیچیده و رهنمودهایی اساسی ارائه فرموده اند.
کمتر کسی است در این کشور که حداقل درکی از یکی از حوزه های دانش و فناوری داشته باشد و نقش بی بدیل سکان دار انقلاب را در رقم خوردن جایگاه فعلی کشور در حوزه علم و فناوری انکار نماید. اهتمام جدی ایشان به پیشرفت های فزاینده در حوزه های استراتژیک علمی و حمایت قاطعانه از محققان و دانشمندان این عرصه ها و تأکید مکرر ایشان بر تداوم پرشتاب این مسیر تا حصول خودکفایی کامل در این عرصه ها، برای کمتر منصفی جای تردید باقی گذاشته است.
حمایت تمام قد ایشان از دستیابی به فناوری راهبردی هسته ای تا عالی ترین سطوح آن و تأکید مجدّانه بر احقاق کلیه حقوق ملت در این عرصه، تنها یک نمونه از عنایات تعیین کننده ایشان در حصول این دستاورد علمی است که به سبب بحث های خاص پیرامون موضوع هسته ای بیش از سایر حوزه ها مورد توجه عموم قرار گرفته و گرنه چتر حمایت های قاطعانه و دلسوزانه ایشان در همه حوزه های علمی و به ویژه فناوری های نوین و دانش های بنیادین گسترده و فراگیر است، که بازنمایی نقش ایشان در حصول این موفقیت های چشمگیر در ساحت های مختلف علوم، به عهده رسانه ها می باشد و نه تنها علوم که عرصه های گوناگون فرهنگ نیز مشمول توجهات خاص ایشان بوده است.
ایران اگرچه به لحاظ وسعت سرزمینی یک درصد مساحت کل جهان را پوشش می دهد و یک درصد جمعیت جهان در آن ساکن هستند اما در عین حال ۹درصد کل ذخایر نفت جهان، ۱۶ درصد کل ذخایر گاز جهان، ۳ درصد منابع معدنی جهان(۶ درصد منابع مس، ۵.۳ درصد منابع سرب و روی، ۵.۱۰ درصد منابع زغال سنگ و ۲ درصد منابع سنگ آهن جهان و…) را در خود جای داده است. نیاکان ما بخش اندکی از این ظرفیت عظیم و کم نظیر را به قدر بضاعت علمی خود در قرون گذشته در راستای این حدیثشریف پیامبر اعظم(ص) که «اگر علم آویخته به ستاره ثریا باشد مردانی از فارس - ایران - آن را به دست می آورند» به ثروت تبدیل کرده اند.
اقتصاد مقاومتی؛ پادزهر پروژه های دشمن
تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بر موضوع اقتصاد مقاومتی، تعیین و ابلاغ چارچوب های اجرایی آن و تشکیل جلسه با سران قوا با محوریت همین موضوع، نشانگر نقش حیاتی تحقق این امر در اقتصاد کشور است.
اولین برداشت از تأکید معظم له بر این موضوع این است که معظم له به بازی غرب و قول ها و تعهدات آنها و به تعبیر رساتر کلید آنها که برای باز کردن گره های اقتصادی ایران مفید و کارگر باشد اطمینان و اعتماد ندارند و حتی بالاتر از آن شاید پیش بینی می فرمایند که رفتار غرب با اقتصاد ایران تهدیدآمیزتر از این نیز باشد.
خوشبینانه ترین برداشت هم این است که به طور طبیعی کشوری که متکی به اقتصاد درون زا باشد و کمترین وابستگی به خارج از مرزهای خود داشته باشد در عرصه دیپلماسی خارجی و پشت میز مذاکره می تواند از موضع قدرت برخورد کرده و تأمین حقوق و منافع کشور تضمین می شود و رهبر معظم انقلاب برای تقویت موضع دیپلماتیک در مذاکرات هسته ای اینگونه بر تحقق اقتصاد مقاومتی تأکید می فرمایند. تا در تعامل بین المللی امتیاز بیشتری کسب شود.
فرض اول با امنیت ملی ما مستقیماً ارتباط دارد، فرضیه دوم نیز مستقیماً با منافع ملی ما ارتباط دارد و تعارضی با فرض اول ندارد بنابراین اقتصاد مقاومتی موضوعاً اساسی ترین مسئله کشور است و تحقق آن اساسی ترین و ضروری ترین نیاز کشور می باشد به طوری که چه با منطق اقتصادی و چه با منطق سیاسی و روابط بین الملل هیچ شک و شبهه ای در آن وجود ندارد.
امروزه تکلیف اعتقادی و شرعی و قانونی و ملی و وجدانی همه ما(قوای سه گانه، نهادهای حاکمیتی، مسؤولین و مردم و جناح ها و گروه های سیاسی) ایجاب می کند که فارغ از همه دغدغه های فردی، تحقق اقتصاد مقاومتی در ساحت عمل را سرلوحه کار خود قرار دهیم و به همین دلیل اولین قدم این است که تعارفات را کنار گذاشته و برای موانع تحقق این امر، نگاهی واقع بینانه داشته باشیم و پس از شناسایی هر مانع فوراً آن را تبدیل به سوژه ای برای مچ گیری و انتقام گیری از حریف سیاسی نکنیم.
اینکه هر از چند گاهی مقامات کاخ سفید از «موجود بودن تمام گزینه ها روی میز برای مقابله با ایران» یا «حذف نشدن هیچ گزینه ای از روی میز» صحبت می کنند قبل از اینکه حاکی از واقعیت داشتن یا عملی بودن این گزینه ها باشد، حاکی از آن است که این شبه بلوف ها، تشکیل دهنده بخشی از هندسه دیپلماتیک آمریکا برای مقابله با پیشرفت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران است. البته با این تکمله که آنها هر گزینه ای که برای متوقف کردن جمهوری اسلامی ایران عملی باشد از به کارگیری آن مضایقه نمی کنند و به تعبیری اگر اقدامی را انجام نمی دهند قطعا نمی توانند یا در معادله «فایده»
و «هزینه» به ضرر خود ارزیابی می کنند.
بنابراین بدیهی است بیشترین کارکرد این گزینه ها در پشت میز مذاکره است چون در معادلات بین المللی داشتن «حربه» به منزله داشتن «برگه» است و صد البته که آمریکا از این حربه ها به منزله برگه های برنده خودش برای پیگیری مقاصد توسعه طلبانه و استکباری خود در میدان دیپلماسی استفاده می کند.
حال سؤال اساسی این است که برگه های برنده طرف جمهوری اسلامی ایران چیست؟ البته لازم نیست برگه های برنده دو طرف متخاصم در یک معادله الزاما مثل هم باشد کما اینکه مکانیزم و ابزار دفاع یک گرگ و یک زنبورعسل کاملا متفاوت است.
آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران همه حربه های سخت و نرم خود را در طول ۳۵ سال گذشته عملا آزموده است، اتفاقا در شرایط فعلی که جمهوری اسلامی ایران با سرمایه گذاری و تمرکز در حوزه تکنولوژی هسته ای آخرین قدم های خود را برای تکمیل چرخه پیشرفت و توسعه خود برمی دارد، که مولفه هایی مانند خودکفایی، تضمین استمرار استقلال و تثبیت به عنوان یک قدرت منطقه ای و جهانی و… را به دنبال دارد، به تنها و البته آخرین حربه به زعم خود مؤثر در مقابل پیشرفت ملت ایران دست برده است و آن هم حربه تحریم و فشار اقتصادی همه جانبه است. واقعیت این است که تحلیل سردمداران کاخ سفید از کارکرد تحریم و فشارهای اقتصادی در جهت محدودکردن حرکت ملت ایران مثبت است و متاسفانه ادبیات و مواضع معطوف به تبلیغات انتخاباتی برخی از فعالان سیاسی و رقبا و گروه های سیاسی در جریان انتخابات خرداد سال ۹۲ به همین جمع بندی غیرواقعی آمریکا کمک کرد!
بنابراین سؤال این است که اولا همین زعم و تحلیل غرب از کارکرد تحریم و فشار اقتصادی چقدر واقع بینانه است و سؤال دیگر اینکه متقابلا برگه یا برگه های برنده جمهوری اسلامی ایران در این چالش تاریخی و سرنوشت ساز چیست؟
عقلانیت و منطق ایجاب می کند نگاه ما به تنها برگه و حربه غرب واقع بینانه باشد. نگاه ما به کارکرد و تأثیر تحریم ها نگاه صفر یا صد نیست، واقعیت این است که تحریم و فشارهای اقتصادی نه آنقدر مؤثر است که جمهوری اسلامی ایران را الزاما به تسلیم وادارد و آنقدر بی خاصیت است که هیچ تأثیری در اقتصاد ایران نداشته باشد. چون چنین تحریم های بی سابقه ای حتی می تواند اقتصاد کشورهایی به مراتب با ظرفیت تر از ایران را نیز با اخلال مواجه سازد.
اما وقتی حریف برای تسلیم شما حاضر شد تمام اصول و قوانین و مقررات و عرف و ارزش های بین المللی را زیر پا گذاشته و با منطق «هدف وسیله را توجیه می کند» از تمام ابزارها برای متوقف کردن قطار حرکت یک ملت سوءاستفاده کند و نهایتا بعد از آزمودن تمام راه ها به آخرین حربه و برگه ممکن چنگ بیندازد اصولا عقلانیت و منطقه دفاعی ما ایجاب می کند که تمام ظرفیت های کشور را برای مقابله با همین حربه به کار بگیریم و این مؤثرترین و تنها گزینه روی میز ما باشد.
بنابراین، شکی نیست گزینه ای که مقام معظم رهبری روی میز دولت گذاشتند مؤثرترین گزینه روی میز ماست. چون گزینه اقتصاد مقاومتی آنتی تز تمام فشارها و تحریم هاست و اتفاقا قدرت اقتصادی تولدیافته از همین مادر اقتصاد مقاومتی می تواند مطمئن ترین پشتیبان اقتصادی تمدن عظیم اسلامی - ایرانی باشد که در بعد نظری تنها گزینه در مقابل لیبرال دموکراسی رو به افول دنیاست.
اقتصاد مقاومتی دستاوردی قابل مقایسه با خود انقلاب اسلامی است. چراکه مانایی انقلاب اسلامی ایران را ضمانت می کند. لذا اگر به اقتصاد مقاومتی - که خوشبختانه چارچوب اجرایی آن توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شد - نگاه استراتژیک داشته باشیم، تحقق آن در سپهر عمل تضمین خواهد شد.
اقتصاد نفتی ایران از ۶۰ سال پیش با عارضه ها و چالش های مهمی دست و پنجه نرم می کند. حتی اگر تحریم های اقتصادی آزاردهنده نیز نبود، اقتصاد دولتی متوقف به فروش نفت صرفا در مدار رشد بادکنکی حرکت می کرد و دایما بر عارضه هایی چون تورم، ناکارآمدی بوروکراتیک، فترت تولید ملی و وابستگی فزاینده به خارج از مرزها می افزود تا چه رسد به اینکه مزاحمتی به نام تحریم نیز به این صورت مسأله مهم افزوده شده باشد. البته برخلاف موضوع اقتصاد نفتی، تهدید تحریم یک فرصت راهبردی و توفیق اجباری ذی قیمت است، اگر که ارزش و قدر آن فهمیده شود. تحریم آن اضطرار خصمانه ای است که دشمن به قصد جنگ زمین گیر کردن ما تحمیل می کند و با این وجود می تواند انرژی قدرتمند جهش بزرگ را در میان مردم و تصمیم سازان برای پی ریزی اقتصاد مقاوم معطوف به پیشرفت را فراهم کند.
این منطق که تحریم، یک هدیه بزرگ است، منطق حضرت امام(ره) است. ایشان ۲۶ بهمن ۱۳۵۹ در دیدار کفیل و مدیران وزارت نفت می فرمایند: «من اعتقادم است که اگر ما در محاصره اقتصادی یک ده پانزده سال واقع بشویم، شخصیت خودمان را پیدا می کنیم یعنی همه مغزهایی که راکد بودند در آن وقت و نمی توانستند فعالیت بکنند، به فعالیت می افتند. این طبیعی است که اگر یک نفر آدم یک جایی نشسته و همه چیز او را می آورند تقدیمش می کنند، این فکرش به کار نمی افتد، حتی کاسب هم نمی تواند بشود. اگر یک آدمی بود که اول صبح چایش را و نانش را بیاورند، ظهر هم همین طور، شب هم همین طور، هر احتیاجی هم داشت برآورده کردند، این نمی تواند دیگر هیچ کاری بکند، یک مرد فلجی می شود… آن روزی که این ملت فهمید که اگر ما جدیت نکنیم برای کشاورزی مان، جدیت نکنیم برای صنعت نفتمان، جدیت نکنیم برای کارخانه های خودمان، از بین خواهیم رفت و کسی نیست که به ما بدهد، وقتی این احساس پیدا شد در یک ملتی که من خودم باید هر چیز می خواهم تهیه کنم، دیگران به من نمی دهند، این احساس اگر پیدا شد، مغزها به راه می افتد و متخصص پیدا می شود در هر رشته ای… این ابتکارات از برکات محاصره اقتصادی بود… این محاصره اقتصادی را که خیلی ها از آن می ترسند، من یک هدیه ای می دانم برای کشور خودمان، برای اینکه معنایش این است که مایحتاج ما را به ما نمی دهند، وقتی که مایحتاج را به ما ندادند، خودمان می رویم دنبالش… مغزهای اروپایی با مغزهای ایرانی فرقی ندارند جز این معنا که آنها آن طوری تربیت شدند و خودشان را آنجوری درست کردند و ماها را این طوری تربیت کردند. ما را یک موجود مهملی بار آوردند. خب، تا کی ما باید این را تحمل بکنیم که ما یک موجودات مهملی هستیم و باید از اربابها پیش ما برسد… عمده این است که ما باور کنیم خودمان را».
اگر تحریم اقتصادی یک جنگ تمام عیار است که حتما هست، طبیعتا در برابر چنین جنگی نمی شود با التماس و جلب ترحم و «من بمیرم و تو بمیری» به مصاف رفت. اگر دشمن از یک قرارگاه متمرکز اقدام به ساماندهی حملات اقتصادی می کند، منطقا در این سو نمی توان واقعیت این جنگ را انکار کرد یا به لوازم پذیرش این واقعیت در حوزه اولویت های دفاعی کشور پایبند نبود و یا قرارگاه اقتصادی و آرایش دفاعی لازم را نداشت. حتی اگر چنین جنگ و معارضه ای در میان نبود، ما ناچار از تغییر برخی رویه های غلط ۸۰-۷۰ ساله بودیم، چه رسد به اینکه اکنون دشمن نیز همین پاشنه آشیل را در معرض آفند قرار داده است. بنابراین خط اقتصاد را باید تقویت و مقاوم کرد. در عین حال، اقتصاد ایران هفدهمین اقتصاد بزرگ دنیاست. چنین اقتصاد بزرگی که دارای ذخایر عظیم و کم نظیر مادی و مهمتر از آن استعدادهای بی نظیر انسانی است، مجال پیشرفت بزرگی را در قلب یکی از راهبردی ترین مناطق دنیا داراست که کمتر کشوری از مشابه این مجال برخوردار است. چنین کشوری به تعبیر رهبر معظم انقلاب «اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است پیروی کند، نه تنها بر همه مشکلات اقتصادی فائق می آید و دشمن را که به تحمیل یک جنگ اقتصادی تمام عیار در برابر این ملت بزرگ صف آرایی کرده به شکست و عقب نشینی وا می دارد، بلکه خواهد توانست در جهان… اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون زا و برون گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد».
مولفه ها، اهداف و ویژگی های اقتصاد مقاومتی
اقتصاد مقاومتی نه یک تاکتیک و نه یک واکنش کوتاه مدت و نه یک برنامه همچون برنامه یک ساله(بودجه) و یا برنامه پنج ساله است؛ بلکه اقتصاد مقاومتی یک راهبرد درازمدت مدیریت و اداره اقتصاد جمهوری اسلامی ایران و یک رژیم و الگوی اقتصادی - اجتماعی ویژه برای نجات، مصونیت بخشی، رشد، پیشرفت و تعالی یک جامعه اسلامی با تکیه بر مبانی اقتصاد اسلامی به ویژه در شرایط کنونی جهانی است.
مبانی نظری این الگو و رژیم اقتصادی بر اساس الگوی اقتصادی اسلامی و با تطبیق به شرایط بومی جامعه اسلامی ایران تدوین می شود. با این مشخصه، راهبرد اصلی برای طرح تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نیز تبیین می شود.
نحوه ارتباط با غرب
در این الگو سامانه اقتصاد کشور با تمام ابعاد دیگرش به گونه ای تنظیم می شود که در کشاکش بحران های جهانی هرچند متأثر شود ولی با اتکا به توان درونی خود چنان استحکامی دارد که آسیب نمی بیند. لذا ارتباط با دنیای خارج یک ارتباط بده بستان طبیعی و نه یک طرفه و از جانب ضعف درونی است. در این الگو خوداتکایی و خودکفایی در چارچوب استعدادهای طبیعی و سرمایه انسانی بالقوه و بالفعل با راهکار بالفعل کردن استعدادها دنبال می شود.
تولید کالاهای استراتژیک
مشخصه این راهبرد کسب قدرت چانه زنی در اقتصاد جهانی با برخورداری از برندهای تولید در محصولات راهبردی است تا از ناحیه آن بخش از محصولاتی که امکان تولید آنها در داخل وجود ندارد چانه پذیر نشود و از این ناحیه سیاست های استعمار مانند تحریم های قدرت های شیطانی آسیب نبیند. لذا در این اقتصاد، رژیم تجاری سه بُعد دارد. به طور همزمان و توأمان به دنبال سیاست جایگزینی واردات همراه با سیاست افزایش صادرات محصولات راهبردی(استراتژیک) و همراه با سیاست صرفه جویی و افزایش ضریب کارایی هزینه ارزی است.
رشد درونزا اصل است
این الگو، الگویی بومی شده است که متکی به رشد درون زا است. ارتباط با بیرون با هدف تأمین و تکمیل هرچه تمامتر مسیر رشد و پیشرفت درون زا تنظیم می شود. در این الگو، یک نظام و فرآیند منسجم مصلح در جهت اصلاح وضعیت موجود اقتصاد سازمان می یابد تا بر اساس اصل و قاعده مدارِ جهت یافته طبیعی «چرخه تبعیت کلیه عوامل بازار و متغیرهای اقتصادی از جاذبه مصرف نهایی خانوار»، فرآیند «نظام و الگوی مصرف - توزیع خدمات - تولید ستانده های نهایی - توزیع نهاده ها - تولید نهاده ها - خدمات - زیرساخت ها» با شیوه مهندسی معکوس پس از آسیب شناسی تام درمان نماید.
چند ویژگی الگوی اقتصاد مقاومتی
این الگو و رژِیم مبانی اصلی اش را از مکتب اسلام و به ویژه دستورات اقتصادی اقتصاد اسلامی اخذ می کند.
بعلاوه این الگو دارای ویژگی های دیگری است:
-در پی مردمی کردن و به کارگیری و شکوفایی استعدادهای خدادادی کشور است.
-در پی کسب قدرت چانه زنی در بازارهای بین المللی و شکستن انحصارات سلطه آور و گریز از چانه پذیری به ویژه در بازارهای محصولات راهبردی اعم از فرآوری نشده تا فرآوری شده با فناوری پیشرفته است.
-به دنبال برقراری عدالت اجتماعی و اقتصادی است.
-تولیدمحور است. به دنبال بومی سازی فناوری در تمام زمینه ها با رویکرد بازارهای بین المللی است.
-به دنبال بالندگی بخش حقیقی اقتصاد و تجویز حداقل لازم و ضروری بخش مجازی(نظام پولی و سفته بازی) بر اساس مبانی فقه اسلامی است.
-مسیر حرکت درازمدت عبور از خوان های آسیب زدایی، کنش های تدافعی، بازپروری عوامل تولید، کنش های استقامتی، کنش های تهاجمی تا مرحله پایداری و ثبات درونی و اثرگذاری بر بازارها و اقتصادی های بیرونی همراه با رشد و پیشرفت مستمر است.
اهداف اقتصاد مقاومتی
این الگوی اقتصادی اهداف عملیاتی ذیل را سر لوحه خود قرار می دهد:
-اصلاح و مدیریت الگوی مصرف، اصلاح و مدیریت بازارهای کالاها و خدمات، کار، مالی، پولی و سرمایه.
- بازتعریف دولت و ایفای وظایف عام المنفعه، کالاهای عمومی، نظارت، تنظیم بازار، حمایت، کنترل، ارزشیابی، نظام تشویق و تنبیه و تعزیرات و مبارزه با فساد
-تکیه بر بنگاه های دانش بنیان در جهت تقویت تولید
-امنیت اقتصادی دو بُعد مهم دارد یکی از جنس نرم برای ایجاد ثبات شرایط اقتصادی با کمینه سازی تورم است و دیگری از جنس سخت و از نظر فیزیکی برقراری امنیت جانی و مالی فیزیکی برای عوامل اقتصادی است.
-به دنبال ایجاد ایمنی در برابر بحران ها و تحریم های اقتصادی بین المللی و کسب توانایی واکنش هوشمند به تغییرات محیطی است.
اگر به ترتیب و چینش هوشمندانه و حکیمانه امام خامنه ای(حفظه الله تعالی) در نامگذاری سال های گذشته دقت شود این اقتصاد دارای خصلت های عام ذیل است:
حماسی، جهادی، منضبط، مولد، انعطاف پذیر، واکنش سریع و هوشمند، پویایی، ارزشمدار، پایداری، فرصت ساز برابر، اتکا به استعدادهای درونی، توجه به بهره مندی از امکانات بیرونی، پیشرو و…
ریاضت اقتصادی، جیره بندی است
اما در مقام مقایسه، ریاضت اقتصادی عملاً یک سیاهه و برنامه «جیره بندی» از جنس ناچاری در مواقع اضطرار است و بسان تقسیم آذوقه توسط رهبر یک گروه گرفتار در طوفان دریا و یا بیابان خشک و یا منطقه منجمد شمالی و جنوبی می ماند. الگوی اقتصاد مقاومتی در مقایسه با برنامه ریاضت اقتصادی که در مواقع بحران برخی از کشورها اجرا می کنند و به خصوص در مقایسه با برنامه اخیر کشورهای اروپایی برای مقابله با بحران شش ساله که از سال ۲۰۰۸ آغاز شده، تفاوت های فاحشی دارد.
از جمله تفاوت های این الگو با ریاضت اقتصادی این است که:
۱ - ریاضت اقتصادی یک برنامه کوتاه مدت، تصادفی با آزمون و خطا ولی اقتصاد مقاومتی یک الگو از جنس بازسازی تدریجی است.
۲ - ریاضت اقتصادی یک واکنش اضطراری و تاکتیکی ولی اقتصاد مقاومتی یک حرکت پیشرفت راهبردی است.
۳ - ریاضت اقتصادی یک برنامه انقباضی هزینه با رویکرد کاهش هزینه های عمومی دولت و بخش عمومی است ولی اقتصاد مقاومتی یک الگوی منسجم همه جانبه، در برگیرنده همه ابعاد جامعه برای شکوفایی استعدادهای درونی سامانه اقتصاد در جهت انبساط نظام تولید و فعالیت های اقتصادی حقیقی است.
۴ - ریاضت اقتصادی یک برنامه جبرانی بدون هدف در جهت تبدیل فشارها و بازگشت به تعادل موقت در الگوی موجود نظام سرمای هداری است ولی اقتصاد مقاومتی یک الگوی جایگزین با هدف تغییر همه جانبه شرایط و بناگذاری یک سامانه جدید است.
۵ - در شرایط کنونی برنامه ریاضت اقتصادی اروپا یک واکنش به دنبال عمل افراط گونه هزینه کردن بیش از توان بودجه که با مالیات از مردم تأمین می شد و یک برنامه تحمیلی تأمین مجدد هزینه از مردم و بر دوش مردم و از جیب مردم و علیه مردم و برای مواجهه با واکنش منفی مردم است ولی اقتصاد مقاومتی یک الگوی در جهت شکوفایی نقش مردم است.
۶ - نسخه ریاضت اقتصادی با رویکرد برون گرایی و تزریق پول بی پشتوانه اجرا می شود ولی اقتصاد مقاومتی یک الگوی درون گرا با راهبرد اصلاح الگوی مصرف و تقویت تولید داخلی است.
۷ - ریاضت اقتصادی یک واکنش مجدد ناعادلانه منبعثاز یک الگوی عدالت گریز است ولی اقتصاد مقاومتی در صدد طراحی یک الگوی جدید عدالت محور است.
۸ - ریاضت اقتصادی در جامعه اروپایی حاصل یک اجماع فکری بیرونی و برنامه تحمیلی اتحادیه اروپا، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است ولی اقتصاد مقاومتی یک الگوی بومی است.
۹ - ریاضت اقتصادی یک عقب گرد راهبردی از الگوی سرمایه داری است ولی اقتصاد مقاومتی در جهت اثبات پدیده قدیم وحیانی نظری و عملی جدید و یک الگوی جدید بر مبنای الگوی موفق عملی اسلامی است.
۱۰ - ریاضت اقتصادی انسجام یک برنامه را ندارد ولی اقتصاد مقاومتی یک الگوی مبتنی بر برنامه خواهد بود. انشاءالله.
انتهای پیام/