رمانم در معرفی شیعیان در لیست سیاه اروپا قرار گرفت
محمد طعان رماننویس لبنانی با بیان اینکه حق ادبی مقاومت در جهان اسلام و عرب ادا نشده، گفت: به خاطر رمان «سید بغداد» که به معرفی اسلام و شیعه حقیقی میپردازد من را در لیست سیاه آمریکا و اروپا قرار دادند.

به گزارشامیدبه نقل از فارس، دکتر محمد طعان در سال ۱۹۴۱ در شهر صور لبنان به دنیا آمد و ابتدا در فرانسه پزشکی خواند و در رشته جراحی تخصص گرفت.
وی که در مراکش و نیجریه نیز زندگی کرده نویسنده رمان «سید بغداد» است که چاپ دوم آن اخیرا توسط «انتشارات خرسندی» منتشر شده است.
طعان همه آثار خود را به زبان فرانسه نوشته و پیش از این آثاری «بادام زمینی»(۱۹۹۷)، «نوستالژی»(۱۹۹۹)، «تابستان دکتر جراح»(۲۰۰۱)، «خواجه»(۲۰۰۳)، «بهمن»(۲۰۰۴) و «زیارت وجده»(۲۰۱۰) داشته است.
وی در سفر اخیر خود به تهران در خبرگزاری فارس حاضر شد و به سوالات درباره کتاب مشهورش با عنوان «سید بغداد» و ادبیات مقاومت و روابط ادبی و هنری ایران و جهان عرب و لبنان پاسخ گفت.
* سناریستی بودم که به عرصه رماننویسی وارد شدم
محمد طعان درباره مسیر ادبی خود و نحوه شروع به کار در این عرصه گفت: چون خانواده من در آفریقا زندگی میکردند در جریان جنگ داخلی لبنان به آفریقا برگشتم و در آنجا زندگی و شروع به نوشتن سناریو کردم.
وی افزود: سال ۱۹۹۳ میلادی در جشنوارهای در بورکینافاسو شرکت کردم و آنجا با یک کارگردان تونسی آشنا شدم؛ وی سناریوی من را که خواند گفت سناریوی شما باید رمان باشد و ۳ سال در این زمینه فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که شاید به عنوان نویسنده موفق شوم لذا و در سال ۱۹۹۶ نخستین رمان خودم را به زبان فرانسوی در فرانسه نوشتم و تاکنون ۵ جایزه برای آن دریافت کردهام و از آن سال تاکنون ده عدد رمان نوشتم و یکی دیگر از جوایزی که گرفتم درباره جنگ لبنان بود و به سینماگران فروخته شده تا به فیلم تبدیل شود.
این رمان نویس لبنانی با بیان اینکه روش من در نوشتن کتاب، حالت سناریوی سینمایی دارد تصریح کرد:مسیر رماننویسی من ادامه داشت تا به داستان «سید بغداد» رسیدم که تحولی در مسیر نویسندگی من بود و احساس کردم این کار یک کار عبادی است که تأثیر زیادی در زندگی من و در میان شیعیان و شناختن شیعیان دارد.
وی افزود: علت این حس در من که نوشتن این رمان کاری عبادی است این بود که وقتی که این کتاب را مینوشتم هیچ احساس خستگی نکردم و هر کس آن را خوانده آن را شگفتانگیز خوانده و بعد از ۷ سال از انتشار این کتاب به این نتیجه رسیدم که باقی عمر خودم را باید به این کتاب اختصاص دهم چون دیدم هر کس این کتاب را میخواند سر نخی از تشیع دستش رسید و سؤالات بیشتر درباره شیعه میپرسد.
* به خاطر «سید بغداد» من را در لیست سیاه آمریکا و اروپا قرار دادند
طعان ادامه داد: در آمریکا و اروپا با این کتاب بسیار مقابله کردند و اسم من را در لیست سیاه گذاشتند برای همین مجبور شدم برای کتابی که قرار است از من قبل از پایان سال جاری میلادی چاپ شود با اسم مستعار کار کنم.
محد طعان در ادامه این گفتوگو به انگیزهها و علل نگارش رمان «سید بغداد» اشاره کرد و گفت: موقعی که چیزی میخواهم بنویسم حتما باید انگیزه درونی داشته باشم؛ من هنگامی که سال ۲۰۰۳ نماینده عراق در سازمان ملل را دیدم که گریه میکرد و میگفت ملت من را نکشید و در مقابل او وزیر خارجه آمریکا نشسته بود و با خودکار خودش بازی میکرد و اهمیتی نمیداد و متاثر شدمچرا که در یک طرف ظلم و در یک طرف مظلوم را میدیدم لذا تصمیم گرفتم درباره عراق بنویسم.
وی افزود: تصمیم گرفتم از سربازی آمریکایی بنویسم که پدربزرگش در ویتنام کشته شده و قهرمانی جنگی است و پدرش در سومالی کشته شده و این سرباز آمریکایی به دنبال مسیری است که در راه هدفش چون پدرانش کشته شود لذا به این کشور میرود اما بعد از دو هفته از سقوط بغداد هنگامی که او و چند سرباز را برای تلفن زدن به خانوادهشان به فرودگاه میبرند هنگامی که او منتظر صحبت با مادرش است میبیند یکی از دوستانش خیلی ناراحت است و ناگهان تلفن را رها کرده و کمی حرکت میکند و با کلت خودکشی کرد.
* «سید بغداد» داستان سرباز آمریکایی است که به دروغ بودن جنگ آمریکا در عراق پی میبرد
این رماننویس لبنانی در ادامه معرفی مقدمه داستان خود، گفت: جیمی(سرباز آمریکایی) مسئول ارسال پیام از عراق به پنتاگون بوده و مسئولش دستور میدهد که تلگرامی را با این مضمون ارسال کنید که به خانواده فلان سرباز اعلام کنید که فرزندشان در درگیری با تروریستها کشته شده است؛ جیمی میپرسد مگر این فرد کسی نیست که امروز صبح خودکشی کرد؟ آیا واقعیت را به خانوادهاش نمیگوید که دستور میشود که آنچه که گفته شده را عمل کنند واین اتفاق باعثمیشود که این سرباز سعی میکند درباره هر پیغامی که میفرستد تحقیق کند و واقعیت را دریابد و اینگونه به بسیاری از دروغها واقف میشود.
وی افزود: یکی از دروغها این است که یکی هلیکوپتر توسط عراقیها نابود میشود اما دستور میرسد اعلام کنید این هلیکوپتر در برخورد با سیم برق منفجر شده و جیمی ناامید میشود و او که آمده تا برای آرمانهای آمریکایی بمیرد آرزوی خودش را نابود شده میبیند و متوجه میشود که این جنگ بر مبنای اکاذیب بنیان نهاده شده است تا اینکه او را به یک کمیته پزشکی میبردند معاینه میکنند و گزارش میدهند که او روانی است و باید روی او کار شود و گزارشگر اعلام میکند که او شجاع است، دنبال کشته شدن است اما دنبال جنگ عادلانه است.
* معرفی من از اسلام و تشیع در «سید بغداد» خارج از چارچوب تعریف شده از اسلام در غرب بود
طعان ادامه داد: در اینجا من فکر کردم این سرباز آمریکایی چگونه میتواند در عراق با شرافت زندگی کند و بمیرد و به من الهام شد که الگوی این فرد باید امام حسین(ع) باشد و زندگی او با زندگی یک عالم دینی گره میخورد و به مذهب اهل بیت(ع) پی میبرد و در نهایت شیعه را میپذیرد و سخن «لیتنا کنا معک فافوز فوزا عظیما» را عملی ارائه کند.
این رماننویس لبنانی درباره چرایی ممنوعیت در اروپا و آمریکا گفت: ما در شرق این مشکل را داریم که نمیدانیم غربیها چگونه فکر میکنند؛ امروز و بعد از پیروزی انقلاب اسلامیهر کتابفروشی در اروپا و غرب ۹۰ درصد کتابها درباره اسلام است که دو نوع است که یا معرفی تاریخ اسلام است و یا خراب کردن جهان اسلام و چهره اسلام که حجم عظیمی از این کتابها را قسم دوم تشکیل میدهند.
وی افزود: رمان من وارد این چارچوب نشده است که به اسلام توهین میکند و تبلیغ شعاری اسلام نیز نیست و به صورت غیر مستقیم میتواند به شهروند غربی نشان دهد که شیعه چیست و چه تفاوتی با اهل تسنن دارد و تاریخ اسلام چی بوده؟ چون کربلا و عاشورا یک سمبل است که میتواند اسلام را درست مطرح کند لذا وقتی این رمان از چارچوب معمول غرب درباره اسلام خارج میشود، ممنوع میشود.
طعان ادامه داد: این در حالی است که شما میبینید داستان یک دختر ۷ ساله یمنی که به زور با یک پیرمرد ازدواج کرد بارها در سینماهای غرب مطرح شده چرا که اسلام را مخدوش میکند و در حالی که رمان من اجازه پخش نمیگیرد امامباحثتعدد زوجات در اسلام یا اذیت و آزار زنان و پایمال کردن حقوق زنان یا تعصب که ربطی به جوهره اسلام ندارد، تبلیغ میشود.
اینکه چه شد که رمان «سید بغداد» به فارسی ترجمه شد سوال بعدی بود که از محمد طعان پرسیده شد و وی گفت: بعد از اینکه کتاب را نوشتم و منتشر کردم در پاریس به سفیر ایران و رایزن فرهنگی ایران نشان دادم؛رایزن فرهنگی ایران تعجب کرد و به من گفت که خیلی جالب است که در فرانسه کتابی درباره اهل بیت(ع) نوشته شده و گفت که ممکن است این کتاب در ایران ترجمه شودو بعد با دوستان در انتشارات خرسندی آشنایم کرد و این کتاب ترجمه شد.
* از اینکه کتابم در ایران به چاپ دوم رسیده خوشحالم
وی درباره بازتاب انتشار این کتاب در ایران گفت: بعد از اولین چاپ ترجمه کتاب به ایران آمدم و در نمایشگاه کتاب تهران وقتی ارائه شده بود تاثیر زیادی ندیدم ولی بعدا یک مراسمی بود و مصاحبههایی شد و از انتشارات مطلع شدم که در ایران به چاپ دوم رسیده و این خوشحال کننده است وامیدوارم پس از چاپ دوم بیشتر کتاب مورد توجه قرار بگیرد تا بعد برسیم به اینکه فیلمی سینمایی از آن ساخته شود و مطمئنم این کتاب جایگاه خودش را پیدا نمیکند مگر اینکه فیلم شود.
طعان درباره دیدار «محمدرضا شیخی محمدی» مترجم این کتاب نیز گفت: ایمیلی با هم در ارتباط بودم و امیدوارم دو کتاب جدید من را هم ترجمه کند البته در نمایشگاه کتاب وقتی او را دیدم احساس کردم او هم چون من کار روی این کتاب را یک عبادت و کاری تعبدی میداند و با دل و احساس ترجمه کرده است.
وی همچنین درباره دو کتابی که قرار است به اسم مستعار منتشر کند، گفت: بعد از اینکه مطمئن شدم که من به اسم خودم نمیتوانم چیزی منتشر کنم و وقتی ناشر فرانسوی اعلام کرد نمیتواند آن را تجدید چاپ کند و با دیگران نیز این را مطرح کردم و آنها هم اعلام کردند که امکان چاپ آن نیست و حتی یک رمان دیگر نوشتم و کسی جرات نشر آن را نکرد مطمئن شدم که در لیست سیاه هستم.
* کتاب بعدیام درباره نقش دستگاههای اطلاعاتی آمریکا، عربستان سعودی و پاکستان در ایجاد طالبان و القاعده است
وی افزود: بعد از آن یک رمان درباره بنلادن و طالبان نوشتم که اسلام ساختگی از کجا شکل گرفت و سلفیگری و … که ساخته غرب است را معرفی کنم لذا یک زن آمریکایی را انتخاب کردم که به جلال آباد میآید و مسئول سازمان ملل در امور آوارگان است و تلاش میکند در پیشاور پاکستان یک کمپ آوارگان افغانی تاسیس کند و آنجا با نمایندهای از آمریکا در مبارزه با مواد مخدر آشنا میشود؛این دو شاهدانی هستند که چگونه اسلامی ساختگی توسط دستگاههای اطلاعاتی آمریکا، عربستان سعودی، ISI پاکستان ایجاد شد و چگونه بنلادن و ملاعمر ساخته شدو آنها را به حکومت رساندند و چگونه این ۳ سازمان اطلاعاتی چهره اسلام را دانسته یا ندانسته خراب کنند.
طعان ادامه داد: برخی به من گفتهاند که تو زندگیات را به خطر انداختهای و من به آنها گفتهام الحمدالله که لااقل شهید میشوم.
وی همچنین بیان اینکه دو کتاب دیگر دارم که خیلی خوب است سینمایی شود، تصریح کرد:یکی درباره یک یهودی است که آرزو دارد که در اسرائیل زندگی کند اما آنجا متوجه میشود که اسرائیل آن ایدهآل یهودیان نیستو به این نتیجه میرسد که باید از اسرائیل فرار کند و برگردد و در این کتاب طرح اینکه اسرائیل کشور موعود یهودیها نیست ارائه شده است.
* امت عربی و اسلامی حق ادبی مقاومت اسلامی را ادا نکرده است
محمد طعان در بخش دیگری از این گفتوگو درباره جایگاه مقاومت اسلامی در ادبیات لبنان و جهان عرب، گفت:ادبیات مقاومت به نظرم یک بچه است که دارد آرام آرام بزرگ میشود.
وی با اشاره به سری داستانهای «قلم الرصاص» درباره مقاومت لبنان افزود: به عنوان یک سناریست در این مجموعه از داستانها گنجهایی یافتم و الان دارم در این زمینه و با اقتباس از آنها سناریویی مینویسم امادر کل امت عربی و اسلامی حق ادبی مقاومت اسلامی را ادا نکرده است و مسیر طولانی برابر ماست.
محمد طعان درباره میزان اطلاعش از ادبیات فارسی، گفت: من ۵۰ درصد وقت خود را به نوشتن مشغول هستم و ۵۰ درصد آن را به جراحت و امور پزشکی مشغول هستم و تمام هدفم از مطالعات تحقیق درباره کتاب است که قصد دارم بنویسم.
وی افزود: کتاب «سید بغداد» درباره عراق است اما من تاکنون اصلا به عراق نرفتهام و آنقدر درباره عراق خواندم که توانستم چنین چیزی بنویسم؛ اطلاعاتی که در این کتاب هست باعثشد که علیرغم قسمی که خوردم که من عراق را ندیدهام ناشر فرانسوی باور نمیکرد و حتی فکر میکرد من سرباز آمریکایی را دیدهام و با او ملاقات کردهام و این مقدمه را در جواب شما گفتم که بگویم برای کتابی چون «سید بغداد» ۷۰ کتاب خواندم و در پاسخ به سؤال شما باید بگویم در بین کار پزشکی و کار نوشتن دیگروقتی برای مطالعه ادبیات فارسی یا ادبیات دیگر نداشتهام.
طعان در عین حال تصریح کرد: معتقدم ایران دارای تمدنی ریشهدار است و امروز بهترین فیلمهای سینمایی در ایران در حال تولید است که میتوانم به فیلم اصغر فرهادی اشاره کنم که او را دیدهام و با او صحبت کردم و با کارگردانان بسیاری از جمله آقای طالبزاده صحبت کردم و به سینمای ایران بیش از ادبیات آشنایی دارم.
* اسلام و ایمان و حس انسانی میتواند عامل موفقیت سینمای ایران شود
وی درباره سینمای ایران افزود: به نظرم آنچه سینمای ایران را نسبت به سینمای غرب متفاوت میکند این است که یک چیزهای انسانی و عمیق درون آن هست واز یک داستان کوچک یا ساده یک فیلم با ابعاد مختلف انسانی و روحی، اخلاقی ساخته میشود.
طعان ادامه داد: در یکی از فیلمها یادم هست دیدم که کبوتری که بالش شکسته توسط بچهای مداوا میشود و بهبود مییابد و این داستانی ساده است که غربیها به راحتی از آن عبور میکنند اما در ایران این اتفاق تبدیل به فیلم سینمایی شده است.
وی با بیان اینکه در ایران دو عامل میتواند باعثپرواز ایران در آسمان سینما شود، تصرح کرد: اولی، اسلام و ایمان است و دومی، حس انسانی و عاطفی است که مشرق زمین میتوان آن را عرضه کند ولیغرب نمیتواند چنین احساسی را با این ژرفا و عمق داشته باشد.
طعان با ذکر خاطرهای افزود: یکی از کسانی که کتاب من را خوانده و مسیحی است میگفت من بحثشیعه و سنی را میشنیدم اما نمیدانستم چیست و الان به نظرم رسیده که حق با شماست؛ او یکبار به من زنگ زد گفت دیروز خیلی دیدم که اسمش «باران» بود و من را تکان داد.
* فیلمهای مربوط به دفاع مقدس ایران را کمتر در لبنان نمایش دادهاند
این رماننویس لبنانی درباره مکانهایی که فیلمهای ایرانی را دیده، گفت: بیشتر فیلمهایی که از ایران دیدم در جشنوارههای خارجی بوده و همچنین من در رایزنی فرهنگی ایران در بیروت عضو هستم و میروم آنجا فیلمها را نگاه میکنم و فیلمهای خوبی بوده است.
وی در پاسخ به اینکه آیا فیلمی درباره دفاع مقدس نیز دیده یا نه، افزود: تنها یک فیلم از سینمای دفاع مقدس دیدهام و آن زیاد روی من تاثیر نداشته است؛ فیلمهای انسانی چون «رنگ خدا» در لبنان خیلی دیده شد حتی مسیحیها بیشتر از مسلمانان به آن توجه کردند یا سریال حضرت مریم و یا فیلم سینمایی آن مشتری زیادی بین مسیحیهای لبنان پیدا کرد البته زیاد فیلمهای مربوط به دفاع مقدس به لبنان نیامده است.
طعان ادامه داد:درباره تاثیر فیلم حضرت مریم این نکته را هم باید بگویم که این فیلم آنچنان تأثیر گذاشت که عیدی مشترک بین مسلمان و مسیحیان شکل گرفت و بیانیه صادر کردند و گفتند اکنون که برای ما ثابت شده که مسلمانان احترام زیادی به حضرت مریم قائل هستند و هر دو دین قائل به حمل غیر عادی آن حضرت هستند لذا روز حمل آن حضرت یعنی ۹ ماه قبل از تولد حضرت عیسی(ع) را «عید بشارت» نام مینهیم و این الان در لبنان ثبت شده است.
* رابطه ادبی ایران و جهان عرب چون کودکی در حال رشد است
وی همچنین درباره رابطه ادبی کشورهای عربی و ایران نیز گفت: به نظرم این هم کودکی است که در حال رشد است و باید بزرگ شود؛ این را از روی تعارف نمیگویم من نسبت به انقلاب ۱۳۵۷ شگفتزدهام و از همه لبنانیها و عربها میخواهم که به ایران بیایند و یا جمهوری اسلامی اگر میتواند افراد را دعوت کنند که ایران را ببینند چرا که چهره ایرانی در جهان خیلی مخدوش است و آنچه که میدانند جنگ و خشونت است و این ضمن توطئه مقابله و جنگ با ایران است و سعی میکنند و اصرار دارند تنها از ایران همین چهره ارائه شود.
طعان افزود: وقتی کسی به ایران میآید میبیند که ما مسلمانان فطری با هم رابطه داریم و در ایران همه فرهنگی و عاشق فرهنگ و هنر هستند اما در لبنان کسی نمیداند واین خلا باید پر شود و افسوس میخورم که چرا چهره فرهنگی ارائه شده از ایران از نظر فرهنگی با واقعیت فرق میکند.
* رماننویسی سناریستی جدیدترین نوع نگارش رمان در غرب است
محمد طعان در بخش دیگری از این گفتوگو درباره نوع نوشتارش که توان اقتباس سینمایی ایجاد میکند، گفت: من با چشمهایم مینویسم یعنی هر کس «سید بغداد» را میخواند و نمیداند که من یک سناریست هستم اولین چیزی که میگویند این است که این یک فیلم است و میتواند فیلم سینمایی شود.
وی افزود:علت موفقیت هشت رمانی که تاکنون نوشتم این بوده که وقتی خواننده آن
را میخواند فرض میکند آن را میبیندو رمانی که جایزه گرفت الان در فرانسه در حال تبدیل به فیلم است؛ برای نمونه در رمان «سید بغداد» یک صحنه بکگراند داریم که زنی حامله یک شمع روشن میکند و بر روی یک چوب میگذارد و از خدا میخواهند که فرزندش به گونهای زندگی کند که در کربلا کشته شود و این زبان، زبان سینماست
این رماننویس لبنانی با بیان اینکه روش رماننویسی من کار زیادی نمیطلبد که سینمایی شود، ادامه داد:آقای اسد فولادکار کارگردان لبنانی ایرانیالاصل وقتی کتاب من را خواند گفت کتاب جز تقطیع و سکانسبندی و پلانبندی کار دیگری برای سناریو شدن نداردو هر صفحه آن یک سکانس شود و این زبان سینمایی، امروز در غرب رواج دارد و این یکی از دلایل معروفیت و مشهوریت من در فرانسه است چرا که روش من روش محبوب آنهاست.
وی درباره ادبیات اقتباسی و اینگونه نوشتار در جهان عرب گفت:در جهان عرب اینگونه نوشتن وجود ندارد بلکه اقتباس وجود دارد یعنی داستان کم و زیاد میشود؛ مثلا نجیب محفوظ که جایزه ادبی نوبل را گرفت نزدیک به ۱۰ تا ۱۵ اثرش تبدیل به فیلم سینمایی شده است و او با ۴ - ۳ سناریست کنار هم مینشستند تا بتوانند یک سناریو از کتابهایش در بیاورنداما در جهان عرب کم هستند کسانی که سناریست بودند و رماننویس شدند و از این اسلوب استفاده کردند.