احساس عدم امنیت در جامعه؛ آینهای از واقعیت یا بازتابی از ترسهای درونی؟
یک جامعهشناس گفت: امنیت، یکی از اساسیترین نیازهای بشری است که نه تنها به وجود شرایط عینی امن، بلکه به احساس ذهنی افراد از امنیت نیز وابسته است. اما آیا احساس عدم امنیت در جامعه لزوماً به معنای فقدان امنیت عینی است؟ یا این احساس، ریشه در ترسها، نگرانیها و حتی تحولات اجتماعی و رسانهای دارد؟

اردشیر گراوند در گفتگو با «امیدنیوز» اظهار کرد: از منظر جامعهشناسی، احساس عدم امنیت میتواند ناشی از دو عامل اصلی باشد؛ نخست واقعیت عینی ناامنی و دیگری ادراک ذهنی ناامنی. در مقوله واقعیت عینی ناامنی؛ افزایش جرایم، بیثباتی سیاسی، نابرابریهای اقتصادی و ضعف نهادهای حافظ امنیت میتوانند به شکل مستقیم احساس ناامنی را در جامعه دامن بزنند. در این حالت، احساس ناامنی بازتابی از شرایط واقعی جامعه است.
این جامعهشناس افزود: در مورد ادراک ذهنی ناامنی نیز باید یادآور شد که گاهی احساس ناامنی ریشه در ترسهای جمعی، اخبار منفی، شایعات و حتی تحولات فرهنگی دارد. رسانهها و شبکههای اجتماعی با گسترش اخبار نگرانکننده، میتوانند این احساس را تشدید کنند، حتی اگر آمار جرایم کاهش یافته باشد.
وی عنوان کرد: نکته جالب اینجاست که احساس ناامنی میتواند پیامدهایی جدیتر از خود ناامنی عینی داشته باشد. این احساس میتواند به کاهش اعتماد اجتماعی، انزواگرایی و حتی تغییر رفتارهای روزمره افراد منجر شود. به عبارت دیگر، حتی اگر جامعه از نظر عینی امن باشد، احساس ناامنی میتواند جامعه را به سمت ناامنی واقعی سوق دهد.
این جامعهشناس با طرح این پرسش که آیا میتوان این احساس را مدیریت کرد، گفت: تقویت نهادهای امنیتی، شفافیت در اطلاعرسانی و ایجاد فضای اعتماد میان مردم و حکومت، گامهای اساسی در این مسیر هستند. اما مهمتر از آن، آگاهی جمعی است؛ آگاهی از این که احساس ناامنی تا چه حد تحت تأثیر ترسهای درونی و رسانهها قرار دارد. احساس ناامنی، چه واقعی و چه ذهنی، نیازمند توجه و بررسی است. زیرا جامعهای که در آن احساس امنیت وجود نداشته باشد، حتی اگر از نظر عینی امن باشد، نمیتواند به سوی پیشرفت و توسعه گام بردارد. البته ناگفته نماند که امنیت، تنها در وجود پلیس و قوانین خلاصه نمیشود. امنیت واقعی زمانی محقق میشود که مردم، در خیابانها و خانههای خود، احساس آرامش کنند.
گراوند خاطرنشان کرد: احساس ناامنی در جامعه، چه ناشی از واقعیتهای عینی باشد و چه برآمده از ترسهای ذهنی، پدیدهای است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این احساس، نه تنها بر روان افراد تأثیر میگذارد، بلکه میتواند به تغییرات گستردهای در ساختار اجتماعی منجر شود. بنابراین، مدیریت احساس ناامنی نیازمند رویکردی جامع است که هم به بهبود شرایط عینی و هم به تقویت امنیت ذهنی مردم توجه کند. جامعهای که در آن احساس امنیت وجود داشته باشد، جامعهای است که میتواند به سوی پیشرفت و توسعه گام بردارد. و این، مسئولیتی است که بر دوش تکتک ما قرار دارد: از دولتها و نهادهای حاکمیتی گرفته تا رسانهها، سازمانهای مردمی و خود افراد جامعه. تنها با همکاری و اعتماد متقابل است که میتوان چرخه معیوب ناامنی را شکست و جامعهای امنتر و سالمتر ساخت.