کمند امیرسلیمانی از حس مادری اش میگوید
چند سال ساکن امارات بودم و زمینه کار مورد علاقه ام عکاسی فعالیت داشتم.
کمند امیرسلیمانی در یک نگاه
متولد: ۱۳۵۲تهران
تحصیلات: فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر
کارنامه هنری:
تلویزیون: پدر سالار، همسایه ها، چند اپیزود از مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد و…
سینما: شبانه، شیدا، قرمز، مهریه بی بی، راز خنجر، چون ابر در بهاران، در آرزوی ازدواج
تله فیلم: جایزه برای بازنده ها و…
بازیگر باید مشکلاتش را در خانه جا بگذارد
هر وقت برای خودم برنامه هایی می چینم تلاش می کنم تا خوب پیش برود، اما گاهی اتفاقاتی می افتد و همه چیز آن طور که باید و شاید خوب پیش نمی رود، از این رو آرامشم را از دست می دهم، اما بار دیگر برای رسیدن به آرامش تمرکز می کنم تا به آرامش درونی برسم و بر مشکلات مسلط شوم. من فکر می کنم بازیگران وقتی جلو دوربین یا روی صحنه تئاتر می روند، باید تمام مشکلات و مسائل خود را در خانه جا بگذارند، چون بازیگری یک حرفه تمرکزی است و بازیگران باید تمام تمرکزشان را فقط روی کارشان بگذارند. من خود اینگونه ام و در مدتی که مشغول بازی هستم تمام تمرکزم معطوف به کار است و به چیز دیگری فکر نمی
کنم. بسیاری از مردم، مرا با پدر سالار شناختند. هنوز که هنوز است بسیاری از افرادی که مرا در مکان های عمومی می بینند. درباره بازی ام در آن مجموعه حرف می زنند یا سوال می کنند و آنچه مرا به حرفه ام دلگرم می کند، همان حرف ها و اظهارنظرهای مردم است.
این را می دانم که حرفه ام بازیگری است
من سال ها است که در عرصه بازیگری فعالیت می کنم و بازیگری را به خاطر تنوع و اینکه ذهن مرا درگیر می کند، دوست دارم و معتقدم هر آدمی باید در حرفه ای فعالیت کند که آن را دوست داشته باشد، تا وقتی به دوره سالمندی رسید از انتخاب حرفه اش احساس پشیمانی و پریشانی نکند و افسوس نخورد که چرا عمرش را در راهی گذرانده که دوست نداشته است. یکی از بخش های جذاب بازیگری ستاره شدن است که ابعاد وسیعی دارد. یک وقت هست که بعضی ها دوست دارند فقط ستاره شوند، اما تلاش نمی کنند، بعضی ها با تلاش برای رسیدن به هدف جلو می روند و در عین اینکه به عنوان بازیگر خوبی برای خودشان در جامعه هنری
جایی باز می کنند، تبدیل به ستاره هم می شوند که این جور ستاره شدن ماندگار است. من درباره خودم نمی توانم نظر بدهم که جزء کدام گروه هستم فقط می دانم که حرفه ام بازیگری است و به عنوان بازیگر در اجتماع فعالیت دارم.
بعضی فیلمنامه ها را قبول ندارم
اگر در یک کار چند عامل برایم مهم باشد فیلمنامه یکی از آن عوامل است. اگر فیلمنامه جذاب و قوی و کارگردان هم به کار تسلط داشته باشد کار جذاب و دیدنی می شود. من خودم بازی در بسیاری از فیلمنامه هایی را که دوست نداشتم قبول نکرده ام. من وقتی برای بازی در «بی قرار» دعوت به کار شدم، متاسفانه جزو آخرین نفراتی بودم که به گروه پیوستم و فقط با اعتمادی که به فلورا سام داشتم بازی در آن مجموعه را پذیرفتم و متاسفانه خیلی فرصت نشد فیلمنامه را به طور کامل مطالعه کنم. در این مجموعه، یکی از شخصیت های اصلی، علی قربان زاده است که ایفاگر نقش وکیل است و وکالت لاله اسکندری را به عهده می گیرد
و ما با هم دوستان دوران کودکی هستیم و من نقش را خوب ایفا کنم و تماشاگر از کارم راضی باشد. نقش من در مجموعه، خیلی روان و ساده بود و چیز پیچیده ای نداشت که بخواهم درباره اش بحثکنم. البته، اگر پیشنهاداتی هم می دادم کارگردان می پذیرفت. مجموعه «بی قرار»، چون قصه جذاب و بازیگران توانا و ساخت خوبی دارد، امیدوارم مردم برای دیدن آن وقت بگذارند و مطمئن هستم که می تواند با تماشاگران ارتباط برقرار کند.
تجربه ها، حاصل پشت سر گذاشتن مشکلات است
چند سال ساکن امارات بودم و زمینه کار مورد علاقه ام عکاسی فعالیت داشتم. یک روز خبرنگاری از من پرسید بازیگری برایت جذاب تر است یا عکاسی؟ من پاسخ دادم بازیگری حرفه اصلی من است، اما عکاسی برایم جذابیت خودش را دارد و به زندگی ام نشاط می بخشد. خیلی ها نیز از من می پرسند، از دیدگاه شما یک کار خوب باید چه ویژگی هایی داشته باشد که همیشه در جواب گفته ام فیلم یا سریال در درجه اول باید داستانی جذاب و پرکشش داشته و شخصیت پردازی خوب داشته باشد تا مردم ترغیب و تشویق شوند و با علاقه کار را دنبال کنند و از آن خاطره خوبی در ذهن شان بماند. به نظر من هر حادثه ای که در مسیر زندگی آدم
اتفاق می افتد، با تمام مشکلاتش بعد از آنکه پشت سر گذاشته می شود یک تجربه شیرین و خوب محسوب می شود، حتی اگر تلخ باشد وقتی آن را پشت سر می گذارد می بیند صاحب تجربه جدیدی شده که به روشنی اندیشه او کمک می کند.
یادگار من از عالم بازیگری
در طول سال ها بازیگری انچه برایم به یادگاری مانده مهر و محبت مردم است و از برخورد مردم، خاطرات دلنشین بسیاری دارم که برایم ارزشمند است. از دست دادن اقوام و دوستان نزدیک، مثل عسل بدیعی و دیگر دوستانی که از دسته رفته اند، برایم بسیار غم انگیز و ناراحت کننده است. همیشه چهره و صورت خندان عسل بدیعی و صدای خنده اش توی گوش من است. البته همیشه می گویند ظاهر شخص خندان دلیل نمی شود که آن شخص در باطن هم آدم شادی باشد. عسل بدیعی با همه سختی های کار بازیگری همیشه روحیه خوب و شادی داشت. این روزها مشغول بازی در کار مسعود ده نمکی «معراجی ها» و مهران مدیری با عنوان «شوخی کردم» هستم.
در این دو کار هر بازیگری چند نقش دارد. کار با مهران مدیری تجربه بسیار خوبی برای من است.
گاهی دستمزد بالا را رد کرده ام
ما بازیگران، همه برای مخاطب کار می کنیم و اگر به مخاطب اهمیت ندهیم کار کردن مان بیهوده است. گاهی به من نقش هایی پیشنهاد شده که شاید مخاطب مرا در آن نقش نپذیرد و دوست نداشته باشد و با وجود انکه دستمزد بالایی هم به من پیشنهاد شده بود، به خاطر مخاطب قبول نکردم. در بعضی کارها بازیگر موجب شهرت اثر می شود و گاهی داستان فیلم یا سریال برای بازیگر شهرت به ارمغان می آورد، اما در مجموع تمام عوامل، از جمله متن جذاب و کارگردانی خوب و بازی قوی بازیگر، موجب می شود یک کار بدرخشد و در نتیجه بازیگر هم دیده شود. در شرایط امروز موضوعاتی که قشر مردم در سطح جامعه با آن درگیر هستند باید
در فیلم ها و سریال ها بررسی شود و البته راه حل ها را هم نشان داد تا تماشاگر بتواند خود را جای شخصیت های داستان بگذارد و در موقعیت انها قرار بگیرد.
از خانواده ام بگویم
همسرم ورقا عامری و پسر ۱۲ ساله ای به نام ایلیا دارم. اینکه ایلیا در آینده بازیگر شود را به انتخاب خودش گذاشته ام، البته خودش در زمینه های دیگر استعداد دارد که دلم می خواهد در زمینه هایی که خودش دوست دارد فعال شود.
سعی داریم کنار هم باشیم
حس مادری برایم شیرین تر و لذت بخش تر از بازیگری است. وقتی فرزندم را در آغوش می گیرم دلم غرق سرور می شود و غم های روزگار را فراموش می کنم. در تعلیم و تربیت فرزندمان یک وقت هایی من و یک وقت هایی پدرش، اما در مجموع هر دو تلاش می کنیم در کنارش باشیم و با دل و جان او را مملو از محبت کنیم تا وقتی بزرگ شد با دیدی روشن به زندگی نگاه کند. از بین کارهایم سریال «ویلای من» که با مهران مدیری کار کرده ام بیشتر دوست دارم، چون جدید بود و در آن نقش پررنگی داشتم. به خصوص که در کنار چند نفر از بازیگران کمدی بازی کرده ام که در کار خود حرفه ای هستند و با بازی هایشان به دل مخاطبان می نشینند.
مجله خانواده / شماره ۵۰۱ / نیمه اول بهمن ماه ۹۲ / گفتگو: محمد تهرانی / صفحه ۸